ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1377

سفرنامه شاردن ( فارسى )

چنان كه مىتوان گفت در مدت سال هفت يا هشت ماه كاملا شاداب مىباشد . محيطش قريب دو فرسنگ است و باغهاى پرميوه بسيار دارد . انگور و انارش معروف است ، خاصه انارش كه مزه‌اى بسيار مطبوع دارد ، و چنان درشت مىشود كه بزرگى آن از درشتى سر بچه درمىگذرد . دانه‌هايش چنان خوش‌رنگ و شفاف مىباشد كه در سراسر اروپا مانند آن وجود ندارد . و من طىّ سفرهايم در هيچ نقطهء گيتى انار بدين درشتى و خوش‌مزگى و پرآبى و خوش‌رنگى نديده‌ام . انار مايين مانند ديگر ميوه‌هايش ديرتر از ميوه‌هاى شهرهاى ديگر مىرسد . مثلا فصل رسيدن ميوه‌هاى مايين سه ماه از اصفهان و چهار ماه از كاشان دنبال‌تر است . كاروانسراى مايين بزرگ و خوش بنا و براى سكونت مناسب است . چشمه‌اى دارد كه با پايين رفتن از هشت پلّه مىتوان از آب آن استفاده كرد . شگفت اين‌كه به روش اروپاييان شيرى بدان چشمه تعبيه كرده‌اند و آب از آن شير بيرون مىشود ؛ و به كار بردن اين شيوه در ديگر نقاط ايران كمتر سابقه دارد . در اين شهرك دوازده امامزاده نيز مدفونند ، اما بناهاى اين ده چندان محقر و ساده و بدساز است و بد نگهدارى مىشود كه قابل شرح نيست . برخى از مصنفان نوشته‌اند در حوالى همين شهرك بود كه ژب به سر مىبرد و دردها و رنجهاى انواع محروميتها را كه همه آزمايشهاى يزدانى بود چنان به خوشرويى و رضاى خاطر شكيبايى و بردبارى مىكرد كه به صبورى ضرب المثل و سمر شد . دوازدهم از مايين بيرون شدم ، و پس از طىّ سه فرسنگ راهى كه به شيراز مىپيوست رها كردم و راهى را كه در طرف چپ بود و به پرس پوليس مىرسيد ، پيش گرفتم ، و شامگاه روز بعد به آن‌جا رسيدم . و چون بر اين نيّتم كه شرح مسافرتم را از اصفهان به شيراز بنويسم نخست به شرح بقيهء راه به شيراز مىپردازم . فاصلهء ميان مايين تا شيراز از راه معمولى پانزده فرسنگ است . پس از طّى سه فرسنگ به رود ارس رسيدم . از آن پس به رود ديگرى كه چاه بارون مىنامند ، و بعد به رود كوچكى كه نام خاص ندارد . رود ارس را كه در فارس جارى است ارس كوچك مىنامند تا با رود ارس اصلى و معروف كه ارمنستان عليا را از مدى جدا مىكند التباس نشود . كينت كورس ، ديودردو سيسيل ، استرابن ، و ديگر مصنفان دوران باستان نوشته‌اند نخستين بار ساكنان زورمند كوهستان‌نشين سرچشمهء اين رود مدتى راه را بر